شبانه

من اینجا در اتاق کوچکم تنها
و او تنها سرانگشتی ز انگشتان من دور است
خیال خواب در سر نیست
مرا جز دیدنش رؤیای دیگر نیست
که او شیرین تر از وحشی ترین رؤیای پر شور است
چراغ خانه را اما بباید کشت
که تصویرش درون ذهن من روشن تر از نور است

من اینجا در اتاق کوچکم تنها
شب است و مونسم تصویر یک رؤیا
و او می پرسد آیا معنیش را هیچ می دانم
چو می گوید «تو را من دوست دارم» را؟
و من
-مست از کلامش-
می کنم سرگشتگی را پیشه ی فردا

من اینجا در اتاق کوچکم تنها
من و تصویر یک رؤیای پا برجا
من و سرگشتگی، فردا و فرداها

.

.

مونترآل 13/09/2011
.
 

2 پاسخ به “شبانه”

  1. Hani Goodarzi (@Hani_Goodarzi) می‌گوید:

    خوب به جای اینکه تنها بشینی‌ شعر بگی‌، پاشو برو پیشش.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.