قصه ی شب

عطر ِ شب در خاک جاری گشته است
می برد گلهای وحشی را به خواب
می شود شبنم شرابی خوش گوار
زیر پایم سبزه ها مست از شراب

باد می خواند میان شاخه ها
شاخه ها غوغا کنان کف می زنند
برگ ها چون حلقه های دایره
با تکان ِ شاخه ها دف می زنند

ماه امشب هم دلش از غم پر است
می چکد اشک ِ سپیدش توی رود
هم نوا با موج های سر به زیر
مرغ ِ شب، آرام، می خواند سرود:

«آه اگر می شد که پیدایش کنم!
گشته ام دنبال ِ عشقم کو به کو
کس خبر دارد از آن آرام ِ جان؟
عشق ِ من کو؟ کو؟ کجا؟ کو؟ یار کو؟»

.
.
.

نیست دیگر هیچ اثر از اشک ِ ماه
چشم ِ او خشکید و پلکش را ببست
مرغ ِ شب دیگر نمی خواند که خواب
آمد و آرام، نایش را شکست

از کنار ِ قصه ی پر آب ِ رود
می شتابد باد چون آواره ها
کوک کرده ساز ِ خود را باز باد
می کشد دستی به روی شاخه ها

شاخه ها چون صد هزاران سیم ِ تار
یک به یک آوای خود سر می دهند
آن طرفتر قله های زرد و سرخ
مرغک ِ خورشید را پر می دهند

.

.

.

مونترآل 02/05/2010

10 پاسخ به “قصه ی شب”

  1. shiva می‌گوید:

    vaaaay,che letafati,har che fekr kardam javabi shaerane brayat bnvisam
    didam hich ebarati in hame zibaee ro nemitoone takmil kne.in zibatarin sheri bood ke ta hala gofte boodi.anchenan ehsase mohit ra bayan kardi ke sedaye bado bargha,ehsase khisie zamin chaman,v sedaye parandeha ba an be goosham resid.
    az in hame safa mamnoon.

    • حامد می‌گوید:

      لطف داری شیوا جانم :)
      اینم احتمالا از آثار صفای بهار تو این مملکته! ؛)

  2. غریب آشنا می‌گوید:

    بسیار زیبا و کاملاً پخته تر. لذت بردم. مصراع اول بیت اول میشه بهتر باشه. بابت استعدادتون تبریک میگم.

    • حامد می‌گوید:

      ممنون… منم موافقم. فکر کنم الان شروع بهتری داشته باشه! :)

      • غریب آشنا می‌گوید:

        بله، عالی شد. امیدوارم روز به روز بهتر شعر بگید و یک روز دفتر اشعارتون رو ببینم :)

  3. شادی می‌گوید:

    سلام
    ولی لطافت بهار این طرفا(نجف آباد) بیشتر سر ذوق میاره هاااااااا;)

    • حامد می‌گوید:

      در عوض اینجا هی زمستون می شه دوباره بهار میشه! هر دو سه روز یه بار حس دم عید داره!!

  4. ستاره می‌گوید:

    به این فکر می کنم که آیا اگه فرزندی داشته باشیمو اینقدر توانا هستیم که فارسی رو جوری یادش بدیم که لطافت و زیبایی تک تک این واژه ها رو درک کنه؟….

    • حامد می‌گوید:

      داشتم فکر می کردم اگه به فرزند آینده ت کتاب شعر خوب بدی بخونه، خود به خود لطافت کلام رو درک می کنه و باهاش انس می گیره… ولی خب می ترسم اون موقع بیاد این وبلاگ منو بخونه و با اون کتابا مقایسه کنه و بگه بابا این جفنگیات دیگه چیه تو این وبلاگ نوشته!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.