عطر ِ شب در خاک جاری گشته است
می برد گلهای وحشی را به خواب
می شود شبنم شرابی خوش گوار
زیر پایم سبزه ها مست از شراب
باد می خواند میان شاخه ها
شاخه ها غوغا کنان کف می زنند
برگ ها چون حلقه های دایره
با تکان ِ شاخه ها دف می زنند
ماه امشب هم دلش از غم پر است
می چکد اشک ِ سپیدش توی رود
هم نوا با موج های سر به زیر
مرغ ِ شب، آرام، می خواند سرود:
«آه اگر می شد که پیدایش کنم!
گشته ام دنبال ِ عشقم کو به کو
کس خبر دارد از آن آرام ِ جان؟
عشق ِ من کو؟ کو؟ کجا؟ کو؟ یار کو؟»
.
.
.
نیست دیگر هیچ اثر از اشک ِ ماه
چشم ِ او خشکید و پلکش را ببست
مرغ ِ شب دیگر نمی خواند که خواب
آمد و آرام، نایش را شکست
از کنار ِ قصه ی پر آب ِ رود
می شتابد باد چون آواره ها
کوک کرده ساز ِ خود را باز باد
می کشد دستی به روی شاخه ها
شاخه ها چون صد هزاران سیم ِ تار
یک به یک آوای خود سر می دهند
آن طرفتر قله های زرد و سرخ
مرغک ِ خورشید را پر می دهند
.
.
.
مونترآل 02/05/2010
مه 3, 2010 در 4:51 ب.ظ. |
vaaaay,che letafati,har che fekr kardam javabi shaerane brayat bnvisam
didam hich ebarati in hame zibaee ro nemitoone takmil kne.in zibatarin sheri bood ke ta hala gofte boodi.anchenan ehsase mohit ra bayan kardi ke sedaye bado bargha,ehsase khisie zamin chaman,v sedaye parandeha ba an be goosham resid.
az in hame safa mamnoon.
مه 5, 2010 در 12:08 ق.ظ. |
لطف داری شیوا جانم :)
اینم احتمالا از آثار صفای بهار تو این مملکته! ؛)
مه 11, 2010 در 1:03 ب.ظ. |
بسیار زیبا و کاملاً پخته تر. لذت بردم. مصراع اول بیت اول میشه بهتر باشه. بابت استعدادتون تبریک میگم.
مه 19, 2010 در 1:54 ق.ظ. |
ممنون… منم موافقم. فکر کنم الان شروع بهتری داشته باشه! :)
مه 21, 2010 در 2:07 ب.ظ.
بله، عالی شد. امیدوارم روز به روز بهتر شعر بگید و یک روز دفتر اشعارتون رو ببینم :)
مه 21, 2010 در 10:42 ق.ظ. |
سلام
ولی لطافت بهار این طرفا(نجف آباد) بیشتر سر ذوق میاره هاااااااا;)
مه 21, 2010 در 12:26 ب.ظ. |
در عوض اینجا هی زمستون می شه دوباره بهار میشه! هر دو سه روز یه بار حس دم عید داره!!
مه 26, 2010 در 2:16 ب.ظ.
چه عالی;)
مثه حال این روزای من
شاد و موفق باشید
ژوئیه 26, 2010 در 3:01 ق.ظ. |
به این فکر می کنم که آیا اگه فرزندی داشته باشیمو اینقدر توانا هستیم که فارسی رو جوری یادش بدیم که لطافت و زیبایی تک تک این واژه ها رو درک کنه؟….
ژوئیه 27, 2010 در 3:23 ق.ظ. |
داشتم فکر می کردم اگه به فرزند آینده ت کتاب شعر خوب بدی بخونه، خود به خود لطافت کلام رو درک می کنه و باهاش انس می گیره… ولی خب می ترسم اون موقع بیاد این وبلاگ منو بخونه و با اون کتابا مقایسه کنه و بگه بابا این جفنگیات دیگه چیه تو این وبلاگ نوشته!